پنج شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷
خانه / مدرسه‌ی طبیعت / لطفاً به بچه‌ها آموزش ندهید، بگذارید در طبیعت بزرگ شوند۲

لطفاً به بچه‌ها آموزش ندهید، بگذارید در طبیعت بزرگ شوند۲

فلسفه‌ی مدارس طبیعت این است که بچه‌ها تا ۱۲سالگی با هم در طبیعت بدون دخالت و بدون آموزش باشند. این کاملاًً برعکس مثلاً رفتن یک کودک با مادرش به پارک و شنیدن بکن و نکن مادر است. در مدارس طبیعت بچه‌ها با هم هستند، در سنین مختلف‌اند و آورده‌هایشان را با هم به اشتراک می‌گذارند. آموزش نمی‌بینند و کنترل نمی‌شوند. در عین حال کسی در کنارشان هست که از امنیتشان اطمینان حاصل کند. تمام این شرایط در برنامه‌ی یک روزه‌ی مدرسه‌ی دماوند هم وجود دارد.

البته این ایده‌آل ما نیست. ایده‌آل ما این است که مدارس طبیعت هر روزه باشند. اما این امر الان در همه‌ی مدارس ما عملی نیست. زمانی عملی می‌شود که آن‌قدر متقاضی باشد که این مدارس بتوانند هزینه‌هایشان را دربیاورند و برنامه‌هایشان را گسترش دهند. مثلاً الان مدرسه‌ی مشهد یا مدرسه‌ی نسیم در همدان همه‌ی این‌ها را دارند. یا مدرسه‌ی وارش در کیاسر این‌ها را دارند.

بسیاری از مدارس به خاطر گردش مالی این امکان را ندارند. چون مدارس طبیعت باید گردش مالی داشته باشد. ما به ازای هر پنج تا شش بچه باید یک تسهیلگر داشته باشیم. این‌ها در محیط طبیعی هستند که خطر دارد. و در یک نوبت کاری مدرسه‌ی طبیعت بیش‌تر از ۵۰ تا شاگرد را قبول نمی‌کند. به این دلیل که اگر از این تعداد بالاتر برود دقت و کنترل پائین می‌آید و ممکن است اتفاقی بیفتد. خوشبختانه و شکر خدا هنوز در مدرسه‌ی طبیعت اتفاقی نیفتاده است.

بچه‌ها در مدارس طبیعت بر اساس گروه‌های سنی دسته‌بندی نمی‌شوند؟

خیر. این از اشکالات کلاس‌های مدارس معمولی است که بچه‌ها همه هم‌سن هستند. چون هم‌سن هستند با هم رقابت می‌کنند. اما وقتی سنین مختلف با هم باشند، فقط رقابت وجود ندارد. بلکه همدلی وجود دارد و آورده‌هایشان را به اشتراک می‌گذارند.

آیا پژوهش‌های علمی در زمینه‌ی رفتارشناسی نظر شما را تأئید می‌کند؟

فرق مدارس طبیعت با دیگر مدارس مبتنی بر عمل این است که ما از علایق بچه‌ها آغاز می‌کنیم و علایق بچه به نشستن در کلاس نیست. به کنترل نیست. به بازی ساختارمند نیست. هر کس هر مقداری هم که با بچه‌ها کار کرده باشد و هر اطلاعی که در این زمینه داشته باشد، لازم است با توجه به یافته‌هایی که ما امروز از جریان رشد مغز کودک و نقش بازی در رشد کودک داریم، بیاید و یک بار دیگر اطلاعاتش را به‌روز کند.

ما اگر بخواهیم از ظرفیت‌های کودکان استفاده کنیم باید خودمان را در مورد آخرین یافته‌هایی که در مورد کودکان هست، به‌روز کنیم. ما امروز می‌دانیم که کودک از محیط‌های ساختاریافته مثل ساختمان‌ها بدش می‌آید. مثلاً در آزمایشی آمده‌اند عملکرد مغز در هنگام دیدن تصویر محیط‌های مختلف مثلاً سیمانی، درخت و غیره را اسکن کرده‌اند و دیده‌اند. اول اینکه ما وقتی تصویری از یک فضای ساخته شده نشان می‌دهیم، این تصویر در یک قسمتی از مغز ادارک می‌شود. در حالی که فضاهای طبیعی در قسمت دیگری از مغز ادراک می‌شوند. دوم اینکه وقتی مغز می‌خواهد این فضاهای ساخته شده را ادراک کند، زمان بیش‌تری نیاز دارد. در حالی که فضاهای طبیعی را زودتر ادراک می‌کند.

ما برای درک فضاهای طبیعی تنش نداریم و دلیل اینکه وقتی شما بچه را در اتاق نگه داشته‌اید گریه می‌کند و وقتی بغلش می‌کنید و می‌روید طرف باغچه آرام می‌شود. علتش این است که به او تنش وارد نمی‌شود. اگر نتایج این یافته‌ها وارد نظام آموزش و رویکردهای خانواده شود، بعد خانواده و نظام آموزش تغییر اساسی می‌کند. مثلاً یک خانه حتی اگر یک اتاق دارد، در همان یک اتاق باید نشانی از درخت و پرنده باشد.

باغچه‌ای که شما مثال زدید، طبیعت نیست. تنها نشانه‌ای از طبیعت است که به صورت کنترل شده و مهندسی شده در خانه قرار گرفته است. آیا این می‌تواند جای رابطه دیرینه‌ی انسان با طبیعت را بگیرد؟

بله. این نکته‌ی درستی است. اما بچه هم مثل ما نظام ترجیح دارد. مثلاً در مدرسه‌ی طبیعت یک بخش گل و گیاه منظم هست و یک بخش هم علف خودرو و فضایی که سامان انسانی ندارد. وقتی بچه‌ها را در اینجا رها می‌کنیم، بچه‌ها به سمت جایی می‌روند که سامان انسانی ندارد. ولی خب گل و گیاه پارک را به اتاق خانه ترجیح می‌دهند.

بچه‌ها تا ۱۲ سالگی در مدارس طبیعت باید درس‌های آموزش و پرورش را هم بخوانند یا نه؟

برنامه‌ی ما ارائه‌ی آن درس‌ها نیست. ولی اگر خودشان خواستند و اصرار کردند به آن‌ها درس می‌دهیم. فرهنگ هم همان نقشی را برای انسان بازی می‌کند که غریزه برای جانوران دارد. وقتی یک چیزی فرهنگی می‌شود، ما در موردش چند و چون نمی‌کنیم. ما الان به هر کس که برسیم و در مورد مدرسه‌ی طبیعت بگوییم بلافاصله می‌گوید خواندن و نوشتن چی؟ حساب چی؟ مدرک را چه‌کار می‌کنند؟

پاسخ می‌دهیم که اگر قرار است کودک موجود موفقی باشد و خودش از زندگی موفق خودش لذت ببرد، این به مدرک‌هایش ربطی ندارد. مهم این است که او از بود خودش لذت ببرد. وقتی ما به این سمت حرکت ‌می‌کنیم، می‌بینیم که می‌توانیم فضانورد داشته باشیم. نقاش داشته باشیم. در کنار آن رفتگر هم داشته باشیم که از رفتگری خیابان لذت ببرد.

فرهنگ پدیده‌ای است که طبیعت را به هم زده است و ما به‌ناچار در آن قرار داریم. مثلاً ما به بچه می‌گوییم که دوچرخه‌سواری خوب است. اما همین دوچرخه پشتش کلی مهندسی است و اگر قرار است ادامه داشته باشد باید این دانش ادامه داشته باشد. بنابراین به نظر می‌رسد در عمل راه فرار از این نظام آموزشی وجود ندارد.

این حرف‌ها کاملاً درست است. ما نمی‌گوئیم دانشگاه را به هم بزنیم یا روش‌های تحقیق را تغییر دهیم. ما می‌گوئیم آیا کسی که محقق زیست‌شناسی شده، در خلوت خودش می‌نشیند می‌گوید من می‌خواستم یک زیست‌شناس شوم. یا می‌گوید جامعه من را به اینجا کشاند؟ ما می‌گوئیم پیشرفت انسان براساس تمایلات ذاتی‌اش باشد. ما می‌گوئیم از عشق آغاز کنیم و به دانش برسیم.

مدرسه‌ی طبیعت مبتنی بر کدارم فلسفه و نگرش انسان‌شناختی است؟

ما در مدارس طبیعت می‌گوئیم تجربه‌ی زیستگاه، تجربه‌ای سه لایه است. یک لایه‌ی عمیق زیستگاه، تاریخی و میلیون ساله است که می‌خواهیم بچه‌ها آن را تجربه کنند. این تجربه با لمس آب، سنگ، گل، حیوان و گیاه به دست می‌آید. یک لایه‌ی فرهنگی که ۱۵ هزار ساله است و می‌خواهیم آن را بیاموزند تا قانون را بشناسند. جامعه را بشناسند و نهادها را بفهند. مثلاً بدانند دانشگاه، فرهنگ، تاریخ و اسطوره چیست. و یک لایه‌ی جدید فناورانه داریم که او بداند تاریخ چیست. منتها ما می‌گوییم هرکدام متناسب با ریشه‌ای که در انسان دارند.

یعنی وقتی طبیعت ابتدایی و اصلی این است باید بیش‌تر تجربه شود. البته این هم دستوری نیست که ما به بچه تحمیل کنیم. روز اول که بچه‌ها به مدرسه‌ی طبیعت می‌آیند، می‌بینیم که خیلی‌هایشان تبلت دستشان است. ما هم نهی نمی‌کنیم. ولی همان روز اول است و فردا دیگر تبلت نمی‌آورد و پدر و مادرها می‌گویند کودک در خانه هم خیلی از وقت‌ها تبلت دستش نیست.

چرا در نظام‌های تربیتی غرب ایده‌ای مثل امیل اثر «ژان ژاک روسو» و نظریه‌ی پیوند با طبیعت نتوانست جایی برای خود پیدا کند؟

من فکر می‌کنم دلیلش جفت و جور شدن نظام آموزش با تولید انبوه و صنعتی بوده باشد. تولید صنعتی می‌خواست کارگر متخصص در یک عرصه تولید کند. صنعت آمد که کاست‌های مختلف (مانند مورچه‌ها که کاست‌های مختلف کارگر، ملکه و … دارند) تولید کند. یعنی کارگر ساده برای کارخانه، مهندس و سرمهندس. و این باعث شد انسان از انسانیت خود دور شود و میدان دید او محدود شود. نظام طوری است که افراد اراده‌ی مستقل نداشته باشند. نهاد مدرسه دارد جوامع را به سمتی می‌برد که هیچ‌کس از خودش دیدگاهی نداشته باشد. این روند خطرناکی است.

انسان موجودی پویاست و در مسیر تکامل به تعریف‌های جدیدی از خود رسیده است. به نظر می‌رسد که انسان جدید با اختراعات و اکتشافات، نسبت به انسان‌های اولیه بسیار بیش‌تر از تخیل خود استفاده کرده باشد.

ببینید شما الان آدمی میی‌بینید که به شدت خلاق و نوآور است و عرصه‌های جدیدی را باز می‌کند. اما یک میلیون نفر دیگر را می‌بینید که چنین وضعیتی ندارند. در زندگی کسانی که این مسیرها را باز کرده‌اند اگر نگاه کنید، یک نفر را نمی‌بینید که از طریق آموزش این کار را انجام داده باشد. اصولاً آن‌ها دارای کودکی پرباری بوده‌اند که آموزش بر آن سوار شده است. الان این خطر هست که ما همه‌ی جهان را در یک ابرارگانیسم داریم پیش می‌بریم و همه‌چیز به شدت اتمیزه شده است.

به نظر شما رها کردن کودک تا ۱۲ سالگی او را از این اتمیزه شدن مصون می‌کند؟ در ضمن آیا آمادگی همسویی با آموزش دبیرستانی و دانشگاهی خواهد داشت؟

ما این ۱۲ سالگی را از خودمان درنیاورده‌ایم. زیست‌شناسی می‌گوید که انسان تا ۱۱ و ۱۲ سالگی می‌خواهد از عمل خودش و در محیط طبیعی یاد بگیرد. وقتی به نوجوانی رسید، سراغ کارهای دیگر می‌رود. ما می‌گوییم تا ۱۲ سالگی است که خلاقیت کودک می‌تواند بارور شود. این اجازه را به او بدهیم، چون بعد از ۱۲ سالگی که او را به دبیرستان می‌آوریم و درس‌ها را به او تحمیل می‌کنیم، بخشی از این خلاقیت معوق می‌ماند.

مدارس طبیعت تا ۱۲ سالگی مثل واکسن است. خب طبیعی است که سیستم‌های آموزشی بعد از ۱۲ سالگی هم باید عوض شود و با انتخاب همراه باشد. فردی که بخواهد مؤثر باشد باید اعتماد به نفش داشته باشد. و اعتماد به نفس نیازمند این است که فرد خودش، خودش را بسازد. اما ما در مدرسه بچه‌ها را «می‌سازیم». مثل گیاهان پرچین که با اره آن‌ها را صاف می‌کنند، در حالی که بچه‌ها باید خودرو بار بیایند.

منبع مصاحبه: ماهنامه‌ی جهان سبز، شماره‌ی ۱۲، اسفند ۱۳۹۵ به قلم مرتضی تفرشی
منبع عکس: پرتال سازمانی منطقه‌ی آزاد قشم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *